تبليغاتX
ساقی عشق

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

ساقی عشق



عشق از ديد اشخاص مختلف

  تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com
عشق از دید حاج آقا :استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسیزدی
(
جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایت کند )

ـعشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول

(
جمله ی عاشقانه : آهعزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم
)

ـ عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ی ماعشق.. نبود ننمون رفت و اینسکینه خانوم رو واسمون گرفت

(
جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ...)

ـ عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی

(
جمله یعاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی)

ـ عشق از دید یک دختر دانش آموز کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی، بغلم میکردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات ( جمله یعاشقانه : دوست دارم عزیزم
)

ـ عشق از دید مادر بزرگم : این حرفهای بد رونزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دخترخانوم و باکمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست (جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری)

ـ عشق از دید ... (خودتونمیفهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه ی عمل کردن دماغمو نمیدی ... ، واسه ناهار بریم سورنتو، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یهماتیز خریده ( به قول بعضی ها دوو منگل) تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستدارم حتی یه پراید بخری
(
جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستیدوستهم دارم
)


ـ عشق از دید کسی که باراولهکه عاشق میشه :عزیزم باور کن حتی یک لحضه بدون تو نمیتونمزندگی کنم، تو واسم همه دنیایی ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوستدارم
)


ـ عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ،باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه میخوابم

(
جمله ی عاشقانه : آه عزیزمدیرم شده باید برم
)


ـ عشق از دید یک راننده : "رادیات عشق من از برایتجوش آمده" ،" باور نداری بر آمپرم بنگر
"
(
جمله ی عاشقانه: عزیزم دوست دارم... بو بو بوغ
)


ـ عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم
...
(
جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم
)

ـ عشق از دید ارازل و اوباش : عشق .. سیخی چند ، برو بچهسوسولدلت خوشه ، خونه خالی نداری
...
(
جمله ی عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بیا بالا خوش میگذره
)

ـ عشق ازدید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک

(
جمله ی عاشقانه : برو کشکتوبساب
__________________
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

شنبه سوم مرداد 1388 |

برچسب هاي يخچالي وشخصيت شما





اين تست نوشته کاترين مورو مي باشد
اين عقيده جالب را شنيده ايد که مي گويد : آنچه شما در داخل يخچال خانه مي گذاريد، غذا ، ميوه و سبزيجات است براي جسم شما ، اما نوشته ها و آنچه روي در يخچال است غذايي است که مربوط به روح و فکر شما مي شود !
به گزينه هاي مورد نظر خواهيم رسيد :
گزينه يک - کارهاي دستي بچه ها
گزينه دو - سخنان نغز بزرگان و يا دستور انواع رژيمهاي لاغري
گزينه سه - عکسهاي خانوادگي
گزينه چهار - خبرهاي ريز و درشت يا يادداشتهاي کاري
گزينه پنج - سفيد سفيد ، بدون هيچ برچسبي !
گزينه شش - ليست هاي خريد و کارهايي که بايد انجام دهيد
بر اساس اهميت شماره ها را بنويسيد.
.
.
.
.
.
.
.
.

پاسخ تست نوشته هاي يخچالي و شخصيت شما
شماره يک : کارهاي دستي بچه ها
چنانچه روي در يخچال شما پر از کارهاي دستي بچه هاست،شما عاشق کارهاي کودکان و ديدن و لمس کردن لحظه لحظه رشد آنها هستيد.
شما با آنها دقيقا مانند يک بچه رفتار مي کنيد و توپ بازي،نقاشي،ماشين بازي، و ... هر روز بخشي از اوقات فراغت شما را پر مي کند.
شماره دو : سخنان نغز بزرگان و يا دستور انواع رژيمهاي لاغري
شما عاشق مثبت فکر کردن هستيد و هيچ چيزي نمي تواند افکار منفي را در ذهن شما بپروراند!شما ديدي مثبت و هيجان انگيز نسبت به دنياي اطرافتان داريد که اين امکان را به شما مي دهد در مواقع سختي بتوانيد به راحتي مسايل را حل کرده و به اصطلاح گليم خود و دوستانتان را از آب بيرون بکشيد !
آرامش و شوخ طبعي شما از جمله نکاتي است که مي تواند اوضاع را به حال عادي بازگرداند و به همين علت شما هميشه در صدر ليست مدعوين براي هر ميهماني قرار داريد.
شماره سه : عکسهاي خانوادگي
اگر در يخچال شما شبيه يک آلبوم عکس خانوادگي است ، به مفهوم آن است که شما بودن با دوستان و خانواده را به هر چيز ديگري ترجيح مي دهيد و هميشه اين خاطرات را با نگاه کردن به عکسها زنده مي کنيد.روان شناسان بر اين باورند که افراديکه از ديدن عکسهاي گذشته لذت مي برند و با آنها زندگي مي کنند در واقع گذر زمان را حس کرده و ارزش آن را مي دانند.
شماره چهار : خبرهاي ريز و درشت يا يادداشتهاي کاري
شما از تمام مسايل و اتفاقات با خبر بوده و ديگران را نيز در جريان مي گذاريد ! شما در مورد وقتتان ، بيش از اندازه بخشش داريد و احساس مي کنيد بودن شما با بودن در جمع ديگران معنا پيدا مي کند !
شما به مشاوره با ديگران اعتقاد داريد و حمايت و دوستي هم که از اين طريق نصيبتان مي شود ، ارزش کارتان را دو چندان و دلگرمي تان را نيز بيشتر مي کند !

شماره پنج : سفيد سفيد ، بدون هيچ برچسبي!
آشپزخانه سفيد ، تميز و عاري از هرگونه يادداشت ، نوشته و يا عکسي ، جذابيت خاصي به صاحب آن مي دهد !روان شناسان معتقدند : "زندگي در محيطي پاک و عاري از هرگونه يادداشت و يا حتي عکس و .. مي تواند به شما کمک کند تا شفاف تر فکر کنيد و حقيقتا افکارتان را بروي اهدافتان متمرکز سازيد".
با اولويتي که شما به نظم و ترتيب مي دهيد و مستقيم به جلو مي رويد،مي توانيد به اوج برسيد!شعار شما اين است:"شما هيچ گاه به جايي نمي رسيد ، اگر تلاش جدي در آن زمينه نداشته باشيد ... "و به همين دليل است که هميشه در کارها و زندگيتان موفق هستيد .

شماره شش : ليست هاي خريد و کارهايي که بايد انجام دهيد
هميشه در حال تلاش و کوشش هستيد و از رويارويي با مشکلات نمي ترسيد.شما دوست داريد هر چيزي سرجاي خودش قرار بگيريد و از بي نظمي و بدقولي گريزان هستيد.دوستان و اطرافيان نظر مثبتي درباره شما دارند و حرفهايتان براي آنها اعتبار خاصي دارد.
__________________
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

شنبه سوم مرداد 1388 |

تفاوت عشق و هوس

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com
عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:



- ( من) دوستت دارم


- ( من) برات می میرم

- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه

- ( من ) همیشه به فکر توام

-( من) را فراموش نکن

- ( من ) از تو رنجیدم


در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.


جمله معشوق است و عاشق پرده ای

زنده معشوق است و عاشق مرده ای

2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».



هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[1] عشق

دو جهان یک دانه پیش نَولِ[2] عشق

دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟

کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟


3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.



آنکه او بسته غم و خنده بود

او بدین دو عاریت زنده بود

باغ سبز عشق، کو بی منتهاست

جز غم و شادی درو بس میوه هاست

عاشقی زین هر دو حالت، برترست

بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست

در نگنجد عشق در گفت و شنید


عشق، دریایی ست قعرش ناپدید.


4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.


بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»


در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.


از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)


خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید
( نه هوس پیدا کنید).

اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود.

معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد.

او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد.

منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.


احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.


5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.




عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد


عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود


6 – چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق

هر که را جامه ز عشقی چاک شد


او ز حرص و جمله عیبی پاک شد



شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما


ای طبیبِ جمله علت هایِ ما


ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما


ای تو افلاطون و جالینوس ما


جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد


کوه، در رقص آمد و چالاک شد


۷– عشق پیش نیاز لازم دارد . یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد.
حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.

8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.
__________________
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

شنبه سوم مرداد 1388 |

فوايدآيت الكرسي

امام محمد باقر از امير المومنين (ع) روايت فرموده: هنگامي كه آيت الكرسي نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آيه الكرسي آيه اي است كه از گنج عرش نازل شده و زماني كه اين آيه نازل گشت هر بتي كه در جهان بود با صورت به زمين خورد.

در اين زمان ابليس ترسيد و به قومش گفت :"امشب حادثه اي بزرگ اتفاق افتاده است باشيد تا من عالم را بگردم و خبر بياورم.

ابليس عالم را گشت تا به شهر مدينه رسيد مردي را ديد و از او سوال كرد: " ديشب چه حادثه اي اتفاق افتاد"

مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آيه اي از گنج هاي عرش نازل شد كه بت هاي جهان به خاطر آن   آيه همگي با صورت به زمين خوردند. ابليس بعد از شنيدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.

===================

آيت الكرسي سيد آيات قرآن

پيامبر به حضرت علي (ع) فرمود: " يا علي ! من سيد عربم-مكه سيد شهر هاست- كوه سينا سيد همه كوه هاست- جبرئيل سيد همه فرشتگان است – فرزندانت سيد جوانان اهل بهشتند- قرآن سيد همه كتاب هاست – بقره سيد همه سوره هاي قرآن است – ودر بقره يك آيه است كه آن آيه 50كلمه دارد و هر كلمه 50 بركت دارد و آن آيت الكرسي است.

================================

پا داش كسي كه آيت الكرسي را زياد مي خواند

عبدالله بن عوف گفته است:" شبي خواب ديدم كه قيامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آساني بررسي كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و كاخ هاي زيادي به من نشان دادند. به من گفتند: درهاي اين كاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.

بعد گفتند: خانه هايش را بشمار. ديدم 175 خانه بود. به من گفتند اين خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم كه از خواب پريدم و خدا را شكر گفتم.

صبح كه شد نزد ابن سيرين رفتم و خواب را برايش تعريف كردم.

 او گفت : معلوم است كه تو آيه الكرسي زياد مي خواني. گفتم : بله ؛ همين طور است. ولي تو از كجا فهميدي. گفت براي اينكه اين آيه 50 كلمه و 175 حرف دارد. من از زيركي حافظه او تعجب كردم. آنگاه به من گفت : هر كه آيه الكرسي را بسيار بخواند سختي هاي مرگ بر او آسان مي شود.

=========

داستان نزول

رسول اكرم (ص) فرمود: چون خداي متعال خواست سوره ي حمد و آيه هاي شهدالله (18و19 آل عمران) و قل اللهم (26-27آل عمران) و سوره توحيد و آيه الكرسي را به زمين نازل كندهمگي به عرش الهي چنگ زدند در حالي كه بين آن ها و خداوند حجابي نبود.

سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوي كساني كه عصيان و گناه مي كنند مي فرستي ؛ در حالي كه ما پاك و مطهر هستيم.

سپس خداي متعال فرمود :" به عزت و جلال خودم سوگند ، هيچ كس شما را بعد از نماز نخواند مگر اين كه او را در مرتبه بالاي قدس جاي دهم كه از نعمت هاي آن استفاده كنند و در هر روز 70 بار به او با نظر رحكت خود بنگرم و در هر روز 70 حاجت او را برآورم هرچند كه بسيار گناه كرده باشد كه كمترين آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمني پناه مي دهم و براي پيروزي بر هر دشمني ياريش مي دهم و مانعي به جز مرگ براي بهشت رفتن او نباشد.( يعني بعد از مرگ بلافاصله به بهشت مي رود)

====================

آيت الكرسي براي حفظ چشم

بعد از هر نماز دستان را روي چشم بگذاريد و بعد از خواندن آيت الكرسي بگوييد:"اللهم احفظ حدقتي بحق حدقتي علي بن ابيطالب(ع)"

==========

امان نامه الهي

امام كاظم (ع) فرمود: از بعضي پدران بزرگوارم شنيدم كه كسي داشت سوره حمد را مي خواند پس حضرت فرمود: هم شكر خدا را به جاي آورد و هم به پاداش رسيد. بعد حضرت شنيد كه سوره توحيد مي خواند فرمود: ايمان آورد و ايمني به دست آورد و سپس شنيد كه سوره قدر مي خواند فرمود: راست گفت و آمرزيده شد و بعد شنيد كه آيت الكرسي مي خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برايش فرو فرستاد.

================

قرآن برتر است يا تورات؟

روايت شده كه از پيامبر (ص) پرسيدند: قرآن برتر است يا تورات؟ فرمودند: در قرآن آيه اي است كه از تمام كتابهايي كه خداوند بر پيامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است و آن آيه الكرسي است.

پيامبر فرمودند با فضيلت ترين آيه اي كه بر من نازل شد آيه الكرسي است.

پيامبر فرمودند آيه الكرسي وسوره توحيد عظيم تر از همه چيزهايي است كه دون و پست تر از خداست.

پيامبر (ص) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به كسي كه جان محمد در دست اوست اين آيه داراي دو زبان و دو لب است كه در عرش الهي تسبيح و تقديس خدا مي گويد.

رسول خدا (ص) فرمود: در شب معراج دو لوح را ديدم ، كه در يك لوح سوره حمد و در لوح ديگر كل قرآن قرار داشت كه سه نور از آن مي درخشيد . پس گفتم اي جبرئيل اين نوره چيست؟ جبرئيل در جواب گفت : آن سه نور يكي سوره توحيد و يكي سوره ياسين و ديگري آيه الكرسي مي باشد.

پيامبر (ص) فرمودند: در معراج در آـسمان هفتم ديدم كه ملائكه حجب سوره نور را مي خوانند ، خزان كرسي آيه الكرسي و حمله عرش سوره مومن را مي خوانند.

امام صادق (ع) فرمود: همانا من از آيه الكرسي براي بالا رفتن درجات استفاده مي كنم.

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحيد و قدر را با آيه الكرسي بخوانيد و بعد از آن برخيزيد و و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهيد كه حاجاتتان بر آورده خواهد شد زيرا اسم اعظم هستند.

امام علي (ع) فرمودند اگر شما از آثار معنوي آيه الكرسي آگاه بوديد در هيچ حال خواندن آن را ترك نمي كرديد.

امام محمد باقر (ع) فرمودند: هر كس يك بار آيه الكرسي را بخواند خداوند هزار ناراحتي از ناراحتي هاي دنيا و هزار سختي آخرت رااز او دور مي كند كه كمترين ناراحتي دنيا فقر و كمترين سختي آخرت فشار قبر است.

رسول خدا در خواب به دختر خويش فرمودند: ترازوي اعمال خويش را با آيه الكرسي سنگين گردان. زيرا هركس آن را قرائت نمايد آسمان وزمين با فرشتگانش به جنبش و حركت در آيند و خداوند را با صداي بلند به پاكي ياد كنند و او را بزرگ بدارند و تسبيح گويند. پس از آن تمامي فرشتگان از خداوند مي خواهند كه گناه خواننده آيه الكرسي را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.

رسول خدا (ص) فرمودند: هركس آيه الكرسي را يك بار بخواند اسم او از ديوان اشقيا و انسان هاي بد محو مي شود.

امام رضا (ع) به نقل از پيامبر فرمودند: هر كس 100 مرتبه آيه الكرسي را بخواند چنان باشد كه همه عمر خود را عبادت كرده باشد.

=======

بعد از نماز

پيامبر فرمودند: هر كس آيه الكرسي را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شكافته گردد و به هم نيايد تا خداوند متعال به سوي خواننده آيت الكرسي نظر رحمت افكند و فرشته اي را بر انگيزد كه از آن زمان تا فرداي آن كارهاي خوبش را بنويسد و كارهاي بدش را محو كند.

رسول اكرم (ص) فرمود: يا علي بر تو باد به خواندن آيه الكرسي بعد از هر نماز واجب. زيرا به غير از پيغمبر و صديق و شهيد كسي به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمي كند و هر كس بعد از هر نماز آيه الكرسي را بخواند به جز خداوند متعال كسي او را قبض روح نمي كند و مانند كسي باشد كه همراه پيامبران خدا جهاد كرده تا شهيد شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت مي شود و به جز انسان صديق و عابد كسي بر خواندن آيه الكرسي مواظبت نمي كند.

در روايتي از امام باقر آمده است:" هر كس آيه الكرسي را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بيچارگيدر امان شود و رزق او وسعت يابد و خداوند به او از فضل خودش مال زيادي بخشد."

رسول اكرم فرمودندك هر كس آيه الكرسي را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق مي گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.

جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آيه الكرسي بخواند و بگويد :" اعيذ نور بصري بنور الله الذي لا يطفي"

خداوند به موسي بن عمران وحي فرمود: كسي كه بعد از نماز واجبش آيه الكرسي بخواند خداوند متعال به او قلب شاكرين – اجر انبيا و عمل صديقين را عطا فرمايد و چيزي جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگيري نمي نمايد. مداومت نمي نمايد به آن مگر پيامبر يا صديق يا كسي كه از او راضي شده ام و يا شخصي كه شهادت را روزي او مي نمايم.

=============

زيادي علم وحافظه

پيامبر (ص) روايت كرده است كه فرمودند : 5 چيز حافظه را قوي مي گرداند: خوردن شيريني – گوشت نزديك گردن – عدس – نان سرد و خواندن آيت الكرسي

عالمي گويد : هر كه علم مي خواهد بر پنج چيز مواظبت مي كند:

1- پرهيزكاري در آشكارا و پنهان 2-   خواندن آيت الكرسي        3- هميشه با وضو بودن  4- نماز شب خواندن حتي اگر دو ركعت باشد.  5- غذا خوردن به منظور نيرو گرفتن نه شكم پر كردن.

===

سفر

امام صادق (ع) فرمود: سفر را با دادن صدقه و يا با خواندن آيت الكرسي آغاز كنيد. كسي كه در سفر هر شب آيه الكرسي را بخواند هم خودش در سلامت باشد  و هم چيزهايي كه همراه اوست.

====

حاجت

اگر براي كسي كار مهمي پيش آمده باشد و بخواهد كه زود انجام شود و به صحرايي رود كه در آنجا كسي نباشد و خطي دور خود بكشد و رو به قبله با تواضع بنشيند و 70 بار آيه الكرسي را بخواند . بدون شك در آن روز حاجات او بر آورده شود . اين كار تجربه شده است و شكي در آن نيست.

رسول اكرم (ص) فرمودند: هرگاه براي حاجتت از خانه ي خود بيرون آمدي آيه الكرسي را بخوان كه حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

امام علي (ع) فرمودند: هرگاه يكي از شما اراده حاجتي كند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بيرون رود و در وقت بيرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آيه 190تا آخر) و آيه الكرسي و سوره قدر و حمد را بخواند ، زيرا كه در خواندن اين ها حوائج دنيا و آخرت برآورده مي شود.

در روايت آمده است هر كس آيت الكرسي را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد


شنبه سوم مرداد 1388 |

خواستگاری

در ادامه جلسه بازجویی «ببخشید خواستگاری»خواهر بزرگتر عروس از من درباره ی ویلای شمال وبابای عروس که درفواید ساده برگزار کردن مراسم عروسی یک خطبه سخنرانی کرده بوداز من برای دخترشان سراغ خانه دوبلکس با سقف شیبدار ،آشپزخانه اوپن وخلاصه راحتتان کنم«کاخ نیاوران»را میگرفت.بعد از تمام این وقایع ناخوشایند نوبت به مهریه رسید.خواهر کوچکترعروس به تعدادنفرات یاران«لین چان»در سریال جنگجویان کوهستاناصرار داشت که112 هزار که طلا مهریه خواهر تحفه اش باشد وبه نیت اینکه در سال 1349 به دنیا آمده بود؛1349 سکه نقره هم به مهریه اش اضافه شود.بعد از قضیه مهریه نوبت شیربها شد.مادر عروس به ازای هر سانتیمتر مکعب ازآن شیرخشکی که به دخترش داده بودبرای ما دلار ؛یورو؛سپه چک؛را حساب کرده به طوریکه احساس کردم که اگر یک ربع دیگر توی این خانه بنشینیم خواهند گفت که پول آن بیمارستانی را که عروس خانم در آنجا به دنیا آمده راهم ما حساب کنیم!

بعد از تمام این حرفها مادر بخت برگشته ما از جهیزیه ننه فولاد زره پرسید؛گوشتان خبر بد نشنودآن چنان خانواده عروس مادرم را پول دوست؛گدای طماع؛گدای هفت خط وتاجر صفت معرفی کردند که انگار مسبب اصلی جنگ جهانی دوم مادر نئو نازی بنده بوده استنه جناب هیتلر!به هر تقدیر در پایان مراسم خانواده عروس جواب «نه»محکم ودندان شکنی را تحویلمان دادندو ما هم مثل لشکر شکست خورده به خانه رجعت کردیم.پس از آن«دفتر معاملات ازدواج»با خود عهد بستم که تا آخر عمر همچون «ابو علی سینا»مجرد مانده و عناصر نامطلوبی مانند خواستگاری و.... تا ابد به فراموشی بسپارم.


یکشنبه یازدهم اسفند 1387 |

خواستگاری

مژده مژده از آنجایی که ازدواج امر مقدسی است و بر هر جوانی واجب است که روزی به ازدواج تن در دهد تا از خطر ترشی افتادگی و.... مصون بماند حکایت زیر را برایتان گلچین کردم.

اوایل شب بود دلشوره عجیبی تمام بدنم را فرا گرفت بعد از اینکه راه افتادیم به اصرار مادرم سبد گلی خریدیم .خدا خیر دهد کسانی را که باعث و بانی این رسم و رسوم های آبکی شدند.آن زمان صحرای خدا بود و تا دلت هم بخواهد گل ... چند شاخه گل می کندند و کارشان راه می افتاد ولی توی این دوره و زمونه حتی گل خریدن هم برای خودش مکافاتی دارد که نگو و نپرس.

قبل از اینکه وارد گلفروشی بشوی مثل «گل سرخ»سر حال وشادابی ولی وقتی که قیمت ها را می بینی قیافه ات عین «گل میمون»میشود.البته نا گفته نماند که بنده حقیر هنوز در اوان سنین جوانی حدود «سی ونه»سالگی به سر می برم و تا اطلاع ثانوی نیز  نیازی به ازدواج در خود احساس نمی کنم منتهی به علت اینکه بعضی از اقوام محترم خطر ترشی افتادگی و پوسیدگی روحی و زنگ زدگی عاطفی اینجانب را به گوش سلطان بانوی خاندان «مادرم»رسانده بودند با مراسم خواستگاری امشب موافقت کردم.خلاصه کلام به هر جان کندنی بودبه مقصد رسیدیم.در باز شد پدر عروس که فکر میکرد من ارث بابای خدا بیامرزشان را بالا کشیده ام چنان جواب سلامم را داد که دیگر یادم رفت به او بگویم مرا به غلامی بپذیرید از همین حالا معلوم شد که بیشتر از غلامی و نوکری  خانواده شان چیزی به من نمی ماسد.به این خاطر تصمیم گرفتم که اگر زبانم لال با عروسی ما موافقت شد سری به اداره بیمه «قربانی راه ازدواج»زده و خودم را بیمه بدنه شخص ثالث کنم.بعد از مدتی انتظار و لبخند وسرفه عروس خانم هم به سینی چای قدم رنجه فرمودند.عروس که چه عرض کنم...بعد از اینکه چای جوشیده دست خانوم خانوما را میل کردیم پدر عروس خانوم شروع به صحبت کرد ایشان آنقدر از فواید ازدواج و بر گذاری ازدواج ساده سخن گفت  وگفت که به خود امیدوار شدم. 

                                                                                         ادامه دارد...


شنبه سوم اسفند 1387 |

شما نجار زندگي خوديد

نجاري خود را براي باز نشسته شدن آماده مي كرد او اين موضوع را،با شريك خود در ميان گذاشت شريكش بسيار ناراحت شد و سعي كرد او را منصرف كنداما نجار بر حرفش و تصميمي كه گرفته بود پافشاري ميكرد.سرانجام شريك او با تأسف،با اين درخواست موافقت كرد اما از او خواست تا به عنوان آخرين كار ساخت خانه اي را به عهده بگيرد .نجار در حالت رودربايستي پذيرفتدر حاليكه دلش چندان به اين كار راضي نبودوساختن اين خانه را بر خلاف ميل باطنيش پذيرفته بود.براي همين به سرعت مواد اوليه را تهيه كرد و به ساختن خانه مشغول شد.ساخت خانه را زود به پايان بردو صاحب كار را از اتمام كار باخبر كرد.شريكش براي ديدن آخرين كار او به آنجا آمد.....شريك خردمند كليد را به دوستش باز گرداندو گفت:اين خانه هديه اي است از طرف من به تو،به سبب سالها همكاري.نجار يكه خوردو بسيار شرمنده شد.در واقع اگر او مي دانست كه قرار است خودش در اينخانه ساكن شود،لوازم و مصالح بهتري براي ساخت آن به كار مي برد

اين داستان ماست،ما زندگيمان را ميسازيمهر روز كه ميگذرد.گاهي به آنچه مي سازيم كمترين توجهي نداريم،اما بر اثر شوك و اتفاقي غير منتظره مي فهميمكه مجبوريم در همين ساخته ها زندگي كنيم.اگر چنين تصوري داشته باشيم تمام كوشش خود را براي ايمن كردن شرايط زندگيمان به كار مي بريم.فرصت ها از دست ميروند و گاهي بازسازي آنچه ساخته ايم ممكن نيست. شما نجار زندگي خوديد وهر روز ميخي از زندگيتان مي كوبيد.

 مراقب سلامت خانه اي باشيد كه  براي زندگي خود مي سازيد.                   


چهارشنبه سی ام بهمن 1387 |

بخوانیم وبیاموزیم

مانع

درزمانهای قدیم،دانایی تخته سنگی را دروسط جاده قرار دادو برای اینکه واکنش مردم را ببیند خودش رادر جایی مخفی کرد.

بعضی بازرگانان و ندیمان ثروتمندان بی اعتنااز کنار تخته سنگ گذشتند،بسیاری هم غرولند کردند که این چه شهری است که نظم ندارد و.....

با این حال هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه بر نمی داشت .نزدیک غروب  مردی روستایی که بار میوه و سبزیجات بر پشتش بود نزدیک سنگ شد بار هایش را بر زمین نهاد  با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط  جاده بر داشت وآنرا کناری گذاشت.

ناگهان کیسه ای را دید که وسط جاده و زیر تخته سنگ بود کیسه را باز کرد ودر داخل آن سکه های طلا و یادداشتی یافت

مرد دانا در آن یادداشت نوشته بود:هر سد و مانعی ممکن است فرصتی برای تغییر زندگی باشد.شما هم از کنار موانع زندگیتان بی اعتنا نگذرید. 


چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 |

خداوند از تو نخواهد پرسيد

۱.خداوند از تو نخواهد پرسيد  كه چه خودرويي سوار مي شدي بلكه از تو خواهد پرسيد كه چند نفررا كه وسيله نقليه نداشتند به مقصد رساندي؟

۲.خداوند از تو نخواهد پرسيد كه زير بناي خانه ات چند متر بود بلكه از تو خواهد پرسيدكه به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتي؟

۳.خداوند از تو نخواهد پرسيد كه چه لباس  هايي در كمد داشتي بلكه از تو خواهد پرسيدكه به چند نفر لباس پوشاندي؟

۴.خداوند از تو نخواهد پرسيد كه عنوان و مقام شغلي تو چه بود بلكه از تو خواهد پرسيد كه آيا انرا به نحو احسن انجام دادي؟

۵.خداوند از تو نخواهد پرسيدكه چه تعداد دوست داشتي بلكه ازتو خواهد پرسيد براي چند نفر دوست و رفيق بودي؟

۶.خداوند از تو نخواهد پرسيد كه در چه منطقه اي زندگي مي كردي بلكه از تو خواهد پرسيد كه با همسايگانت چگونه رفتار كردي؟

۷.خداوند از تو نخواهد پرسيد كه پوست تو چه رنگي بودبلكه از تو خواهد پرسيد كه چگونه انساني بودي؟

۸.خداوند از تو نخواهد پرسيد كه چرا اينقدر طول كشيد تا به جست و جوي رستگاري بپردازي بلكه به جاي دروازه هاي جهنم ،با مهرباني تو را به عمارت بهشتي خود خواهد برد.

                                                                         خودمان هم از خود بپرسيم......

                  مثل ساحل آرام باش تا مثل دريا بيقرارت باشند


سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 |

تقدیم به کسی که قلبش راشکستم

سلام٬سلامی به وسعت تنهایی ام٬به تو که با هر سلامی بیگانه ای این نامه برایت مینویسم تاحرفهایی

که سه سال در گوشه ی دلم تلنبار شده٬بشنوی میدانم عشقی که به من داشتی٬روزهاقبل مرده است

ومن مدتهاست که خود را با جسد بی جان آن فریفته ام.

مقابل همه ایستادی وگفتی یا من یا هیچ کس٬با خود میگفتی این همان زنی است که میتوانم دربرابر

تمام سختی ها وطوفان های زندگی به او تکیه کنم اما امروز من کاخ آرزوهایت را فروریختم.

امروز از رؤیای شیرین غفلت بیرون ؟آمده ام وبا کابوس حقیقت مواجه شده ام یادم نمیرود که همیشه با

خود میگفتی که تنها دستان مهربان تو میتوانند دانه های عشق را در گلدان وجودم بکارند٬اما فهمیدی

که دستان من قابلیت های دیگری هم دارند دستان من می توانند ریشه های درخت عشق را از قلب تو

جدا کنند٬دستان من می توانند آسمان چشمانت را بارانی کنند٬می توانند قلب بلورینت را بشکنند......

آه چه دستهایی...ای عاشق قدیمی وای سوداگر دل اکنون از خواب غفلت بیدار شده ام می روم تورا باتمام

نامهربانی ها وبی وفایی ها که نسبت به تو داشتم به خدا می سپارم.می روم هر چند می دانم که ردپای زنی

تنها٬به جاده ی دلت باقی نمی ماندوخیلی زود به فراموشی سپرده خواهد شد.

تو نیزرفتی تاشاید روزی احساس کنم که چیزی را گم کرده ام هر چند بعید است تصور محال٬ که محال نیست

اگه ر روزی حس کرده ام بدان آن گم کرده قلب تو است.آری دلت را با خود بردم به تاوان دلم که سالها قبل

به یغما بردی٬می روم غریبه ی آشنا وآشنای غریب اگر روزی از پشت پنجره٬غروب را تماشا کردی به یاد

دختری بیافت که روزی از پشت پنجره ی مه گرفته ی چشمانش٬غروب خورشید عشق را به نظاره نشست 

وپس از آن مانند پرنده ای بی آشیان٬راهی سرزمین تاریکی تنهایی شد٬چرا که برای او خورشید مرده بود.

اگر روزی  پرنده ای  را دیدم که  در آسمان پرواز می کرد٬به  یاد  کبوتر قلبت خواهم افتاد که با اعتماد

معصومانه ای به آسمان قلب من پرکشید ولی دستان بی رحم غرورم با سنگ بی وفایی بال تو را شکست

وسبب شد که تو برای همیشه پرواز را کنار بگذاری چرا که دیگر به هیچ  آسمانی اعتماد نداشتی و من

خوب میدانم پرنده بدون پرواز خواهد مرد.

آری اگر روزی دفترچه ی خاطراتت را ورق زدی وبه فصل آشنایی ودوستی رسیدی ونامی از من در آن  

یافتی٬آن را پاره که اکنو من وتو از هر غریبه ای غریبه تریم.

شیدایت... 


دوشنبه هفتم بهمن 1387 |



سلام به وبلاگ من خوش اومدین صفا آوردین امیدوارم که بهتون خوش بگذره منو با نظراتون خوشحال کنید

نازترین عکسهای ایرانی

مرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387

عشق از ديد اشخاص مختلف
برچسب هاي يخچالي وشخصيت شما
تفاوت عشق و هوس
فوايدآيت الكرسي
خواستگاری
خواستگاری
شما نجار زندگي خوديد
بخوانیم وبیاموزیم
خداوند از تو نخواهد پرسيد
تقدیم به کسی که قلبش راشکستم

***سیده***
***سماي عاشق***
***وروجك***
***دوستانه***
***درد دل طلبگي***
***سايت لپ تاپ فروشي***
***داریوش***

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی